مهرگردون

می نویسم ولی امضا نمیکنم...انسان همیشه در حال یادگیریست.

مهرگردون

می نویسم ولی امضا نمیکنم...انسان همیشه در حال یادگیریست.

آینده در گذشته

يكشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۳۲ ق.ظ

خیلی وقته ننوشتم..واقعا شرمنده...الانم نمیدونم چی بنویسم...فقط میخوام یکم تایپ کنم..معنی نداره


امروز یکی از آخرین روز هاست...بعد از اون دیگه آینده است...اون آینده ای که آرامشی رو داره که م الان ندارم

.ممکنه آنیده یکی دیگه آرامش رو نداشته باشه که الان دارم! ولی خوب چه فایده..آرامشی که که نفهمی داری که به دردت نمیخوره

باید بگذره...که بفهمم..که امروز چه خبره!

باید آینده رو ببینم تا بفهمم اون روز چه خبره

الگوریتم مزحرفیه...کاش بر نگردیم...کاش هیچ وقت آرزو نکنیم که برگردیم

کاش فقط آینده بود و هیچ کس گذشته رو یادش نمیموند

کاش واقعا هر روز بهتر از دیروز بود


حالا اینا رو ولش کن

من الان استرس دارم

و میدونم استرسم الکیه

چون برای چیزی بیخود دارم حرص میخورم

ولی میخوام این کار انجام بشه


عجب مزخرفاتی دارم میگم

عجب دوران مزخرفی

بیخیال..گردنم درد گرفت

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۱۹

نظرات  (۲)

۱۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۰۸ محمد صابر نی ساز
گردنت درد گرفت اشکالی نداره

یهو گردن خودتا با تیغ نزنی!
پاسخ:
نه بابا..مفته
قشنگ معلومه ذهنت شلوغه. منم وقتی مینویسم آروم میشه سرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی