مهرگردون

می نویسم ولی امضا نمیکنم...انسان همیشه در حال یادگیریست.

مهرگردون

می نویسم ولی امضا نمیکنم...انسان همیشه در حال یادگیریست.

"تَحَمُّل" جان...دوستت دارم!

يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۴:۵۹ ب.ظ

سبک شده است برایم...رنج های سنگینم!...چرا که دیده ام بسیاری  رنج هاشان از من سنگین تر بود...و موفق شدند از پس آنها برآیند


ناچیز شده است برایم...سختی های زیادم!...چرا که کم کم با سختی ها انس گرفته ام...رفیق شده ام...و دوست دارم که باشند...من عاشق حل معادلات پیچیده بوده ام...از همان بچگی!


کوچک شده اند برایم!...آرزو های بزرگ بعضی ها!...چرا که دیده ام انسان های بزرگ چگونه آرزو میکنند...آنها در آرزو کردن حرفه ای اند...فوق حرفه ای!


تکراری شده است برایم!...تنوع!... چرا که تنوع را بد شناخته بودم...تنوع را برایمان اشتباه تعریف کرده اند...


آه که چقدر فعل داریم...زیباشده است برایم...خنک شده است برایم...مسخره شده است برایم...مضر شده است برایم و....و...و...


که هر کدام داستانی دارد


اما از بین این همه فعل میخواهم یکی را انتخاب کنم:


تحمل کردن...تحمل هم به معنای خوبش و هم به معنای بدش...هم تحمل خوبی ها و بدی های درون و بیرونم!...تحملی از جنس حمل کردن....

حمل کردن آنچه در این سالها ساخته ام...آنچه مرا "من" میکند...من تحمل میکنم...تحمل میکنم آنچه را باید تحمل کنم...چه بد ...چه خوب...کیسه ها و گونی هایم آمده اند که پر شوند...ای هر آنچه تو را "بد" میدانند و باید همراه من باشی...سریع تر بیا...من از تو نمیترسم...بیا که تورا داخل گونی بیاندازم و "حمل" ات کنم...من آماده ام...ای هر آنچه تو را "خوب" میدانند و من باید تورا کسب کنم و همراه خود ببرم...تو هم بیا...قول میدهم تو را دور نیاندازم...بیا که کمرم آماده است که قرن ها کیسه ها و گونی ها را حمل کند....کمر من از سختی ...تنهایی...فشار...واهمه ندارد!

اما...من کیسه آورده ام به دلیل اینکه آنچه "باید ببرم "راببرم...نه اینکه سیم خاردار به پشتم بسته باشم که هرچه آشغال است به آن گیر کند و به سیم های خاردار بچسبد...من آنچه را باید ببرم را میبرم و آنچه را نباید حمل کنم...چه برسد به یک مثقال....حمل نخواهم کرد...ای هر آنچه "به درد من نمیخورید" و " من شما را لازم ندارم"...از من دور شوید...من جایی برای بی مصرف ها ندارم.


از خدا میخواهم...قدرت تشخیص آنچه باید حمل کنم و آنچه نباید حمل کنم را به من اعطا کند...و قدرت "تحمل" مرا افزایش دهد.

الهی...اهدنا الصراط المستقیم.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۰۸

نظرات  (۴)

چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند، این زمین به صورت بهشت خدا در آید.
خدایا تو هم خود دانی و هم خوانی! پس چه گویم من ک خود آگاه ترینی.
آمین
پاسخ:
آمین
نظری ندارم ! به ارزوت برسی !
پاسخ:
مرسی از شما
به قول دکتر چمران
دوست دیرینه من غم است

پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی